تبلیغات
منتظران امام عصر"مهدی صاحب الزمان"

           منتظران امام عصر"مهدی صاحب الزمان"
                                       ایمان . صبر . ظهور 
قالب وبلاگ
نویسندگان
حمایت می کنیمــ...
 

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

افسران - بقیع...


[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
       ان شاالله
افسران - انشا الله


[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
افسران - کافران میخواهند...


[ سه شنبه 30 تیر 1394 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
افسران - خاطره ای از بسیجی شیمیایی

یک خاطره کوتاه از بسیجی های شیمیایی شده
.
.
.
.
.

به نام خدا...

چهار نفر بودیم

و سه ماسک...!!




[ پنجشنبه 16 بهمن 1393 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
       تذکر...!!
افسران - عقل سالم...2


[ پنجشنبه 16 بهمن 1393 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
افسران - "بسم رب الزهرا"


[ چهارشنبه 15 بهمن 1393 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]



[ سه شنبه 14 بهمن 1393 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
افسران - امت محمد به گوش

نامه امام خامنه ای به زبان انگلیسی در ادامه مطلب
The letter of Imam khamenei to English language in next page



ادامه مطلب

[ جمعه 3 بهمن 1393 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
       حجاب و عفاف

دختری یک تبلت خریده بود...
پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آنرا خریدی اولین کاری که کردی چی بود؟
دختر گفت: روی صفحه اش را با برچسب ضدخش پوشاندم و یک کاور هم برای جلدش خریدم.
پدر: کسی مجبورت کرد اینکار را بکنی؟
دختر: نه!
پدر: به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین شد؟
دختر: نه پدر، اتفاقا خود شرکت توصیه میکند که از کاور استفاده کنیم.
پدر: چون تبلت زشت و بی ارزشی بود اینکار را کردی؟
دختر: اتفاقا چون دلم نمیخواهد ضربه ای بهش بخوره و از قیمت بیفته این کار را کردم.
پدر: کاور که کشیدی زشت شد؟
دختر: به نظرم زشت نشد؛ ولی اگه زشت هم میشد، به حفاظتی که از تبلتم میکنه می ارزه.
پدر نگاه با محبتی به چهره دخترش انداخت
و فقط گفت: 'حجاب' یعنی همین



[ پنجشنبه 2 بهمن 1393 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ معبر فداییان ]
ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﻟمی ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟
‌‌ 
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺍﻟﯿﺰﺍﺑﯿﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ؟

ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ، ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻫﻨﺪ.

ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ: ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ.

ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ: ﭼﺮﺍ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﻮﻫﺎ ﻭﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﻨﺪ،

ﯾﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؟ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺒﺴﻤﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ، 

ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻗﯽﮔﺬﺍﺷﺖ. 

ﺑﻌﺪ ﻫﺮﺩﻭﯼ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺁﻟﻮﺩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ:

ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺑﺮﺩﺍﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﺩ. 

ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ. 

آن عالم بزرگوار امام موسی صدر بود!



[ پنجشنبه 2 بهمن 1393 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ معبر فداییان ]
افسران - پیام مهم رهبر معظم انقلاب به جوانان آمریکا و اروپا (( انتشار حداکثری ))

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به 
سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 2 بهمن 1393 ] [ 10:59 ق.ظ ] [ معبر فداییان ]

خداوندا دشمنان اسلام را به حق محمد و آل محمد به راه راست هدایت فرما یا ......‌!!!!

افسران - i love mohammad

افسران - مجموعه پوستر/ نوری در تاریکی


افسران -  I love Mohammad «P. B. U. H»  I hate terrorism. I condemn insulting the holy prophets. من عاشق محمدم از تروریسم متنفرم توهین به پیامبران الهی را محکوم می‌کنم



[ یکشنبه 28 دی 1393 ] [ 06:12 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]

برای اینکه این تصویر هرچه زودتر به واقعیت تبدیل شود صلوات

افسران - مطمئن باشید اگر بخواهیم و آماده شویم، می توانیم اماممان را برگردانیم...!



[ یکشنبه 28 دی 1393 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
نتیجه گیری رو به عهده خودتون میذارم!!!

افسران - نردبان عروج از خود گذشتگیست... خود را با خدا معاوضه کردند .



[ جمعه 26 دی 1393 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]


دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی....

از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم...
قرار شد با حضرت آیت الله العظمی بهجت هم دیدار داشته باشن..
از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه...



وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت...بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن...من چندبار خواستم سلام بگم...منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن...امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن...درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن...

یه لحظه تو دلم گفتم:حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه...تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره...!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی...!!!""

خلاصه خیلی اون لحظه تو فکر فرو رفتم...تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم، وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم، کارامو سروسامون دادم، تغییر کردم، مدتی گذشت، یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم، از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن...

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت، من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود، تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: "حمید..حمید...حاج آقا باشماست."
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر...آهسته در گوشم گفتن:
یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی.....

ترک هرگناه = نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام...
ترک هرگناه = برداشتن یک قدم در مسیر ظهور...



[ سه شنبه 23 دی 1393 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ معبر فداییان ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.

تعداد کل صفحات : 14 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


سلام دوستان عزیز. این وبلاگ جهت ارائه مطالب مهدوی به شما ایجاد شده است . به امید رضایت امام زمان و پرچم دار قبیله عشاق امام خامنه ای .
خوشحال مشویم ما رااز نظراتتون مطلع کنید.
zohooreeshgh@chmail.ir

طراح قالب
امکانات وب
لوگوی ما

سلاله ی نور